وَاخْتَلَفَ أَهْلُ التَّأْوِیلِ فِی مَعْنَى قَوْلِهِ: {لَیْسَ مِنْ أَهْلِکَ} [هود: 46] فَقَالَ بَعْضُهُمْ: مَعْنَاهُ: لَیْسَ مِنْ وَلَدِکَ هُوَ مِنْ غَیْرِکَ. وَقَالُوا: کَانَ ذَلِکَ مِنْ حِنْثٍ.
تفسیر الطبری،ج12،ص425 ط دار هجر
اهل تاویل در معنای آیه ی " لیس من اهلک " اختلاف کرده اند.بعضی از آن ها گفته اند : معنایش این است که فرزند تو نیست و از غیر توست.{ یعنی پدر او کسی دیگر است } و گفتند : او زنا زاده بوده است.

برای مشاهده با کیفیت بالا،روی عکس کلیک کنید
امام و شیخ تفسیر و قرائت اهل سنت و زنا زاده دانستن پسر حضرت نوح (ع) :
مجاهد بن جبر،از مفسرین مشهور و بزرگ اهل سنت است که معتقد بوده پسر حضرت نوح زنازاده بوده است! :
حَدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ عَمْرٍو ، قَالَ : حَدَّثَنَا أَبُو عَاصِمٍ ، قَالَ : حَدَّثَنَا عِیسَى ، عَنِ ابْنِ أَبِی نَجِیحٍ ، عَنْ مُجَاهِدٍ : {فَلاَ تَسْأَلْنِ مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ} قَالَ : تَبَیَّنَ لِنُوحٍ أَنَّهُ لَیْسَ بِابْنِهِ.
تفسیر الطبری،ج12؛ص427 ط دار هجر
ابن ابی نجیح از مجاهد نقل می کند که مجاهد در مورد آیه ی " فلا تسالن ما لیس لک به علم " گفت که خدا برای نوح تبیین کرد که فرزندش پسر او نیست.
حَدَّثَنِی الْمُثَنَّى ، قَالَ : حَدَّثَنَا أَبُو حُذَیْفَةَ ، قَالَ : حَدَّثَنَا شِبْلٌ ، عَنِ ابْنِ أَبِی نَجِیحٍ ، عَنْ مُجَاهِدٍ : {فَلاَ تَسْأَلْنِ مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ} قَالَ : بَیَّنَ اللَّهُ لِنُوحٍ أَنَّهُ لَیْسَ بِابْنِهِ.
تفسیر الطبری،ج12،ص427 ط دار هجر
حَدَّثَنِی الْمُثَنَّى ، قَالَ حَدَّثَنَا إِسْحَاقُ ، قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ ، عَنْ وَرْقَاءَ ، عَنِ ابْنِ أَبِی نَجِیحٍ ، عَنْ مُجَاهِدٍ مِثْلَهُ.
تفسیر الطبری،ج12،ص427 ط دار هجر
تفسیر الطبری،ج12،ص428 ط دار هجر

برای مشاهده با کیفیت بالا،روی عکس کلیک کنید
حال با یکدیگر جایگاه مجاهد را ببینیم :
الإِمَامُ، شَیْخُ القُرَّاءِ وَالمُفَسِّرِیْنَ ...
سیر اعلام النبلاء،ج8،ص6 ط موسسة الرسالة
ابن جریج و پیروی از نظر مجاهد و زنازاده دانستن پسر حضرت نوح! :
ابن جریج که یکی دیگر از علمای بزرگ و مشهور اهل سنت است نیز معتقد بوده که پسر حضرت نوح (ع) به واقع پسر او نبوده است! :
حَدَّثَنَا الْقَاسِمُ ، قَالَ حَدَّثَنَا الْحَسَنُ ، قَالَ : ثَنِی حَجَّاجٌ ، عَنِ ابْنِ جُرَیْجٍ ، عَنْ مُجَاهِدٍ ، مِثْلَهُ.
قَالَ ابْنُ جُرَیْجٍ فِی قَوْلِهِ : {وَنَادَى نُوحٌ ابْنَهُ} قَالَ : نَادَاهُ وَهُوَ یَحْسِبُهُ أَنَّهُ ابْنُهُ ، وَکَانَ وُلِدَ عَلَى فِرَاشِهِ.
تفسیر الطبری،ج12،ص428 ط دار هجر
ابن جریج در مورد آیه ی " و نادی نوح ابنه " گفت که : نوح او را صدا زد در حالی که گمان می کرد او پسرش است در حالی که او در غیابش متولد شده بود! { زنازاده بود }

برای مشاهده با کیفیت بالا،روی عکس کلیک کنید
وَقَدْ نَصَّ غَیْرُ وَاحِدٍ مِنَ الْأَئِمَّةِ عَلَى تَخْطِئَةِ مِنْ ذَهَبَ فِی تَفْسِیرِ هَذَا إِلَى أَنَّهُ لَیْسَ بِابْنِهِ وَإِنَّمَا کَانَ ابْنَ زِنْیَةٍ، وَیُحْکَى الْقَوْلُ بِأَنَّهُ لَیْسَ بِابْنِهِ وَإِنَّمَا کَانَ ابْنَ امْرَأَتِهِ عَنْ مُجَاهِدٍ وَالْحَسَنِ وَعُبَیْدِ بْنِ عُمَیْرٍ وَأَبِی جَعْفَرٍ الْبَاقِرِ وَابْنِ جریر، وَاحْتَجَّ بَعْضُهُمْ بِقَوْلِهِ: إِنَّهُ عَمَلٌ غَیْرُ صالِحٍ وبقوله :
فَخانَتاهُما فَمِمَّنْ قَالَهُ الْحَسَنُ الْبَصْرِیُّ احْتَجَّ بِهَاتَیْنِ الْآیَتَیْنِ.
تفسیر ابن کثیر،ج4،ص326 ط دار طیبة

برای مشاهده با کیفیت بالا،روی عکس کلیک کنید
سیر اعلام النبلاء،ج4،ص156 ط موسسة الرسالة
شعبی و زنازاده دانستن پسر نوح و تصریح ابن جوزی بر این اعتقاد از جانب حسن بصری و مجاهد و شعبی و ابن جریج!:
ابن جوزی،علامه ی اهل سنت، در کتاب زاد المسیر می نویسد :
الثانی: أنه ولد على فراشه لغیر رِشدة ولم یکن ابنه. روى ابن الأنباری باسناده عن الحسن أنه قال: لم یکن ابنَه، إِن امرأته فجرت. وعن الشعبی قال: لم یکن ابنه، إِن امرأته خانته، وعن مجاهد نحو ذلک. وقال ابن جریج: ناداه نوح وهو یحسب أنه ابنه، وکان وُلد على فراشه.
زاد المسیر فی علم التفسیر،ج2،ص377 ط دار الکتاب العربی
قول دوم : اینکه پسر نوح در غیاب او متولد شد و حرامزاده بود و پسرش نبود.ابن الانباری با سندش از حسن بصری نقل می کند که گفت : او پسرش نبود و زن نوح مرتکب گناه شد و از شعبی که او گفت : پسرش نبود و زن نوح به او خیانت کرد و از مجاهد همچنین.و ابن جریج گفته است : نوح پسرش را صدا زد در حالی که گمان می کرد که او پسرش است در حالی که در غیاب او متولد شده بود.

برای مشاهده با کیفیت بالا،روی عکس کلیک کنید

برای مشاهده با کیفیت بالا،روی عکس کلیک کنید
ابن عطیة،مفسر و فقیه اهل سنت،بر این امر تصریح دارد که حسن بصری و عبید بن عمیر و ابن سیرین پسر نوح را زنازاده می می دانسته اند! (یعنی ابن سیرین را هم به این جمع اضافه می کند!) :
وقالت فرقة: المراد أنه لیس بولد لک، وزعمت أنه کان لغیة وأن امرأته الکافرة خانته فیه، هذا قول الحسن وابن سیرین وعبید بن عمیر: وقال بزی إنما قضى رسول الله صلى الله علیه وسلم بالولد للفراش من أجل ابن نوح، وحلف الحسن أنه لیس بابنه.
المحرر الوجیز ( تفسیر ابن عطیة ) ، ج 3،ص176 ط دار الکتب العلمیة